ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
526
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
در اين آيهء شريفه به قول كوفيان جمله « ليسجننّه » فاعل است وبه قول أهل بصره به تأويل مصدر مفهوم جمله ، فاعل است ) . فعل « ينثالون » يا خبر دوّم است براي مبتدأ يا حال است براي فعل « راعني » ويا عاملي است كه در الىّ عمل كرده است . تمام سخن امام ( ع ) اشارهاى است به ازدحام مردم بر أو براي بيعت ، پس از كشته شدن عثمان . امام ( ع ) كثرت ازدحام وانبوهى مردم را براي بيعت به يال كفتار تشبيه كرده است ومناسبت تشبيه زيادى موى گردن كفتار است كه به صورت قائم وپشت سر هم قرار دارد وعرب به دليل انبوه بودن يال كفتار آن را عرف مىنامند . كيفيّت روآوردن مردم به آن حضرت وپياپى آمدن ايشان ، شباهت به يال كفتار پيدا كرده است . ( 2815 - 2809 ) فرموده است : حتّى لقد وطئ الحسنان وشقّ عطفاى اين عبارت اشاره به نهايت ازدحام مردم در أطراف حضرت است ومنظور از « حسنان » حسن وحسين فرزندان آن حضرت مىباشد وپاره شدن عباى حضرت به علّت فراوانى مردم در هنگام نشستن در أطراف آن حضرت به هنگام ايراد خطابه بوده است . به روايتي ديگر منظور از « شقّ » آزردگى بود كه در دو پهلوى حضرت ايجاد شد ويا اين كه پيراهنش به علّت ازدحام مردم كه در اطرافش نشسته بودند از دو طرف پاره شد . به كار بردن لفظ « عطفين » براي دو طرف پيراهن اطلاق مجازى است به علاقهء مجاور بودن آن با بدن انسان ، واز عادت عرب اين است كه فرمانروايانشان مانند همهء مردم در هنگام خطابه زياد تشريفات قائل نمىشوند ، وازدحام مردم يا براي ايجاد شادمانى در امام بود ويا به خاطر كم ظرفيّتى آنها . سيّد مرتضى ( رضى ) حكايت كرده است كه أبا عمر محمّد بن عبد الواحد غلام ثعلب ، كلام امام ( ع ) را كه فرمود : وطئ الحسنان ، به دو انگشت پا تعبير كرده